الشيخ أبو الفتوح الرازي

216

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بزه و ظلم ، بترسيد از خداى كه خداى سخت عقوبت است . [ 360 - پ ] حرام بكردند بر شما مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نام جز خداى برند بر آن و گلو گرفته و به چوب كشته و آن كه از كوه بيندازند و آن كه به سر و زدن ( 1 ) كشته شود و آنچه نيم خورده دد ( 2 ) باشد الَّا آنچه بكشته باشند ( 3 ) [ و آنچه بكشند ] ( 4 ) بر سنگهايتان و آنچه ببخشيد به تيرهاى ( 5 ) قمار كه آن فسق است . امروز نا اميد شدند آنان كه كافر شدند از دين شما ، مترسيد از ايشان و بترسيد از من ( 6 ) . امروز تمام كردم براى شما دينتان و تمام كردم بر شما نعمت من و پسنديدم براى شما مسلمانى دين را ، هر كه را ضرورت باشد در گرسنگى جز باز چسبيده ( 7 ) با بزه كه خداى آمرزنده و بخشاينده ( 8 ) . مىپرسند تو را ( 9 ) كه چه حلال كردند ايشان را ؟ بگو حلال كنند ( 10 ) شما را پاكها و آموخته باشيد ( 11 ) از سگان صيدى سگبانان ، آموزيد ايشان را از آنچه آموخته است خداى ( 12 ) ، بخوريد از آنچه بگيرند ( 13 ) بر شما و بگوييد نام خداى بر او و بترسيد از خداى كه خداى زود شمار است .

--> ( 1 ) . اساس و مت : به سر زدن ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 2 ) . وز ، تب : دده . ( 3 ) . لت : بكشند . ( 4 ) . اساس : ندارد ، از لت افزوده شد به قرينهء عربى . ( 5 ) . لت : به نيزه‌هاى ( 6 ) . اساس و مت : از او ، با توجه به ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . آج ، لب : نه ميل كننده ، لت : جز برگرديده . ( 8 ) . تب ، لت است . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : از تو . ( 10 ) . وز ، تب ، لت : كردند . ( 11 ) . آج ، لب : آموزانيده باشند . ( 12 ) . وز : آموخته خداى ، تب ، لت : شما را خداى . ( 13 ) . آج ، لب : نگاه دارند .